المحقق النراقي

434

خزائن ( فارسى )

قحطبه به جانب كوفه روان شده و ابن هبيره به واسط رفت و در عرض راه قحطبه غرق شده لشكر حسن پسر او را امير كردند و حسن با لشكر داخل كوفه شده و در آن زمان خبر كشته شدن ابراهيم امام به دست مروان به كوفه رسيده و در آن اوان برادر ابراهيم ابو العباس سفاح و ابو جعفر منصور گريخته به كوفه آمدند و در شب جمعه چهاردهم ربيع الآخر در سنه 132 اهل كوفه و خراسان با ابو العباس سفاح كه اول خلفاى عباسيه بود بيعت كردند و در آن وقت مروان در خراسان بود و ابو عون نامى به امر حسن بن قحطبه در موصل بود سفاح عم خود عبدالله بن على را با لشكر به خراسان فرستاده تا ابو عون را با خود ضم نموده به دفع مروان پردازند در موضع داب حراب دست داده مروان منهزم شد و به جانب شام گريخت ابو عون بر اثر او روان شد و مروان به جانب مصر روان شد و ابو عون در حوالى رود نيل به او رسيده حربى اتفاق افتاده شب درآمد و مروان در كشتى به خواب رفت يكى از اصحاب ابو عون او را در آنجا ديده شناخت به ضرب شمشير آب دار كار او را بساخت و سر او رابريده به نزد سفاح فرستادند و مدت سلطنت مروان چهل و پنج سال و يك ماه امتداد يافت و عمرش شصت و نه سال و در ذى الحجة سنه 132 كشته شد . و بالجمله چون سفاح بر سرير خلافت نشست بعد از چندى ابو مسلم را از خراسان طلبيده عزيمت حج نمود در كوفه به خدمت سفاح رسيده با برادر او ابو جعفر منصور كه او را دوانقى گويند روانهء مكه شدند و اين در سنه 136 بود و در اين سال سفاح بمرد و مدت خلافتش چهار سال و هشت ماه بود . و بعد از او برادرش منصور دوانقى بر تخت خلافت نشست و او در راه مكه در منزل ذات عرق خبر وفات سفاح را شنيده به تعجيل آمد وارد كوفه شد و از اطراف هر كه لواى مخالفت بر افراشت او را مغلوب گردانيده و ابو مسلم مروزى صاحب الدعوة را بكشت و در سنه 145 آغاز عمارت بغداد نموده و بيست و دو سال به چهار روز كم خلافت كرد و مدت عمرش شصت و سه سال بود و در سفر